مشت بر پولاد کوبيدن )خليج - هميشه فارس می ماند

  

 

جناب آقای دکتر پيروز مجتهد زاده <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

استاد محترم دانشگاه تربيت مدرس و  رئيس بنياد تحقيقاتي و  مطالعاتي يوروسويك  در لندن 

با سلام و تبريكات نوروزي

باور ما  تا کنون بر اين بوده که  فردی که در ميهن ايراني  از سوبسيد دولتی و از بيت المال استفاده می کند و برضد هويت تاريخی ايرانيان  می نويسد،  فقط بر عليه دوره  ماقبل از اسلام ياوه سرايی می کند.  ولی حالا مي بينيم كه از مطلبی با نام " قومی بنام فارس وجود ندارد و نام خليج جنوبی ايران خليج فارسنيست" و بعضی مطالب ضد ايرانی ديگر وی  متوجه شديم که اودر رابطه با سياست هاي ضد ايراني كه هم اكنون پان تركيسم و پان عربيسم به تحريك امريكا و انگليس و اسرائيل اجرا مي كنند، با همه هويت ، تاريخ و مردم  ايران و مرزهای ملی مشکل دارد  و  به يکباره  هويت تاريخی ايران را پيشکش  سم ستوران بيگانه  ميکند. با اين وضعی که پيش می رود بزودی شاهد خواهيم بود که جزاير سه گانه را نيز تقديم اجانب نمايد و از اضمحلال سرزمين ايران سخن بگويد.

وی که سواد خواندن انگليسی ندارد تصور می کند فارس فقط نام يک قوم است و نمی داند که اروپائيان از دوره هخامنشيان به سرزمين ايران نام پارس گذاشته اند و بطور مستمر اين نام را تا سال 1316  مترادف با ايران بکار برده اند همانطور که ما به کشور مغرب ، مراکش می گوييم در حاليکه مراکش تنها نام يک شهر در کشور مغرب است اما همه دنيا می داند منظور رسانه های ايرانی از مراکش شهر مراکش نيست.

متاسفانه همکاران دانشگاهی ما در رشته تاريخ همگی با اين عذر که پاسخ به هزيانات يک وبلاگ نويس  بی منطق ، اوهام پرست و خرافه گو  باعث مطرح شدن و اعتبار دادن به دروغ هايي است که او می نويسد. از دادن پاسخ به وی خودداری می نمايند. می گويند  فردی که قادر نيست دو جمله به زبان انگليسی يا حتی عربی و تورکی  که از آنها دفاع می کند بنويسد فرد قومچی  که هيچگاه در دانشگاه جايگاه استادی نداشته  و به خودش لقب استاد و محقق داده است و بچه گانی کم سواد و احساساتی و  با بينش تعصب قبيله ای و قومی نيز دور محفل او  جمع شده  او را پرفسور می نامند !!!   چنين فرد نامتعادل ذهنی ارزش پاسخ گويی ندارد مگر اينکه مزخرفات او در مجله ای بين المللی و به زبانی بين المللي چاپ شود آنگاه ما به رسالت و وظيفه وجداني و تاريخي خود عمل خواهيم کرد و پاسخ او را خواهيم داد.

 اما  نگرانی  وقتی اهميت پيدا می کند که  او حتی جرات کرده وارد حوزه ای که باور همه جهانيان بر درستی آن است يعنی نام خليج فارس  نيز وارد شده و منکر نام تاريخی خليج فارس و هزاران کتاب، نقشه، سند تاريخی و مکتوبات موزه ای در زبانهای مختلف دنيا شده و آنرا اصطلاحی صهيونيستی و يهودی دانسته است اخيرا يک وب سايت عربی نيز همين خزعبلات را تکرار کرده بود و بعد ها فهميدم که همه اينها از مزخرفات قلم  شيطانی  اين فرد بی هويت ريشه می گيرد و مطالب او  در وب سايت های تجزيه طلبان  و گروهک های تروريستی ضد ايرانی قرار می گيرد. او کم کم وارد حوزه مرزهای ملی و حاکميت و هويت تاريخی شده است.

 در حاليکه تمام جهانيان بر حقانيت نام تاريخی خليج فارس اذعان دارند و حتی خود عربها در مقالات متعددی اعتراف کرده اند که در مورد استمرار تاريخی و اصالت نام خليج فارس و از نظراسناد تاريخي، جغرافيايی، حقوقی و نقشه ها و کتب سفرنامه نويسان و جهانگردان اسلامی و عربی کوچکترين ترديدی  وجود ندارد. بلکه تعدادی از آنها فقط  مورد وضعيت فعلی و حاکميتهای مستقل جديد درساحل عربی  خليج فارس را ملاک تغيير نام می دانند. ولی وی گوی سبقت را از خود اعراب گرفته و در مورد اسناد تاريخی نيز شبهه مطرح می کند گويی بيشتر از ده ها هزار نقشه تاريخی در زبان هاي همه ملل جهان متعلق به قرون و اعصار را همگی دولت اسرائيل رسم نموده است .  

به هر حال  جواب آن  روزنامه  و وب سايت عربی  را مستند به صدها سند غير قابل انکارداديم و آنها از نوشته خود عذر خواهی کردند.  پاسخ را به زبان عربی در اين وبلاگ می بينيد.. .

 اما ما جمعی از دانشگاهيان  تقاضا داريم که جنابعالی نيز  به عنوان پيشکسوت حوزه مطالعات خليج فارس پاسخی مستدل به نوشته هاي وی در سايت ذيل بدهيد. 

 عجم  و تعدادی ازاساتيد دانشگاه 

=================

دوست عزيز جناب دكتر عجم 

جناب عالي و همکارانتان كاملا حق داريد كه از مباحث ضد تاريخ چنين افرادی آزرده خاطر و ملول شويد، از فردي كه از نعمات ايراني بودن بهره مي گيرد و بر ايران مي تازد: فردي كه نامي پارسي برخود يدک می کشد، و با زبان پارسي سخن مي گويد و مي نويسد ولي منكر وجود فرهنگي و تمدني پارسي ايران مي شود: فردي كه فكر مي كند فقط هرودوت براي فارسها تاريخ نوشته و نام خليج فارس را بر خليج هميشه فارس نهاده است، چه مي توانيد بگوييد؟ وي كتابي به نام "دوازده قرن سكوت" چاپ كرد كه در آن به همين اندازه نسبت به ايران و تمدن و فرهنگ فارسي ايران اهانت ورزيده است. نوشته هاي اين فرد افراطي است و دشنام هايي است ناشي از نابخردي ها در مباحث تاريخي و فرهنگي، مطالبي كه با هيچ منطق تاريخي قابل قبولی استوار نيست و متكي بر هيچ سند و مدرك  حقيقي نمي باشد و تنها در همسويي با آرزوهای دشمنان تاريخی ايران و تاريخ تمدن فارسي آن به تحرير در مي آيد.

وارد شدن او به حوزه بحث در نام خليج فارس و انکار اين نام تاريخي تثبيت شده در فرهنگ جهان بشري (منهاي برخي محافل نژاد پرست عربي در آن سوي خليج فارس) و مستند به هزاران هزار اسناد  تاريخی در همه زبان هاي جهان، بيشتر شبيه انکار خورشيد در زير نور سوزان خورشيد است و بيشتر از پيش ماهيت ورشکستگی بينش او و ياران نژادپرست پان تركيستي و پان عربيستي او ثابت مي كند.

 پژوهش جنابعالی زير عنوان روشنفکران عرب در مورد حقانيت نام خليج فارس چه می گويند که پارسال بنده تعدادی از نظرات آن انديشمندان عرب معاصر را در سمينار و نمايشگاه نقشه های تاريخی خليج فارس بيان کردم و دو اطلسی که چاپ امارات متحده عربی و کويت است و اطلس نقشه های تاريخی شبه جزيره عربی که  موسسه جهان عرب و دانشگاه تونس چاپ کرده  و هيچ ايرانی در چاپ آنها نقش نداشته اند و جنابعالی نيز آنها را به کنفرانس خليج فارس درارديبهشت 1383 در دانشگاه تهران معرفی نموديد  پاسخ گويا و رسايي است به همه مطالبي كه اين قبيله پرستان "پان" گرا مي شود داد.  نوشته های فردی که بر اساس تعصبات قبيله ای می نويسد، به مانند زباله داني بي پاياني است از دشنام و اهانت كه فقط نماياننده خاطري آشفته و صدمه ديده از شدت فاشيزم ضد ايراني است و در حقيقت، خود اين نوشته ها برای آن دسته از خوانند گان کنجکاو و كنكاش كننده پاسخ خود را بهمراه دارد و نيازی به پاسخ گويی از سوی ما نيست.

 اگرچه بايد اعتراف كرد كه كتاب ياد شده براي يكي – دو سال برخي از جوانان هموطن آذري ما - از جمله يكي – دو دانشجوي خود من در تهران - را فريب داده بود، ولي سكوت كر كننده تقريبا همه تحصيل كرده هاي ايراني در قبال دشمن كامي هاي تاريخي و فرهنگي اين فرد گويا چنان بر او اثرگذارده است كه گويي عطش ضد ايراني بودن او را صد چندان كرده است و خوشبختانه آن جوانان نيز کم کم  با مطالعه عميق تر آنچه كه مملو از تناقض گويی، سفسطه بازی و دشنام دهی است پی به عدم  تعادل  روحی و روانی  وي برده اند.

يك بار در سال گذشته، هنگامي كه در اجتماع بزرگي در باره نام خليج فارس در انتشارات سمت (انتشارات كتب درسي دانشگاهي) در تهران سخنراني داشتم، وجود  كتاب او  به توجه من رسانده شده و در باره آن از من نظرخواهي گرديد. در پاسخ، مطالبي را گفتم كه در اينجا تكرار مي كنم:

چاپ كتابي سراسر ايران ستيزانه در داخل کشور سند تاييد كننده اين واقعيت است كه ايران برپايه های تمدني در خاور ميانه استواراست كه بر "انسانيت"، بردباری، و "تحمل" اتكا دارد كه زير بناي هر ايده دموكراتيك شمرده مي شود، چنان كه ايران تنها كشوري است در خاور ميانه كه چاپ و انتشار چنين مجموعه اي از اهانت و دشنام نسبت به هويت ملي خود را مجاز مي سازد. اين كتاب سند افتخار ايران به عنوان يك جامعه متمدن و با تحمل است، و تنها تاسف من اين كه نويسنده آن به نظر نمي آيد از سلامت كامل فكري برخوردار باشد تا دريابد كه او و يا همگنان او نمي توانند حتي يك نيم صفحه را از دشنام و اهانت نسبت به هويت ملي آنان كه او خود را بدان مفتخر ساخته است در كشورهاي دارنده هويتی که وی مروج آن است، به چاپ رسانند.

دوست عزيزم، به عنوان يك فرد تحصيل كرده چگونه مي توانيد پاسخ گوي اهانت ها و دشنام دهي هايی چنان فردی باشيد بي آن كه به درجه بي تمدني و بي هويتي نويسنده آن دشنام ها سقوط نماييد.

با بهترين آرزوها

پيروز مجتهدزاده  - لندن 

 

  
/ 0 نظر / 16 بازدید