خليج فارس نامی به قدمت تاريخ و ميراث فرهنگی

فصل ششم و پايانی
پيوست ها
پيوست شمارهٌ 1ـ اصل اسناد سازمان ملل متحد در تأكيد بر فارسي بودن نام خليج فارس
UNITED NATION S NATIONS UNIES
NEW YORK
reference AD 311,1 GEN
The Secretarict of the United Nations Presents its compliments to the Permanent Mission of Iran to the United Nations and has the honour to acknowledge the reccipt of its note of 25 February 1971 referring to the use of the term زArab Gulf Emiratesس in a document of the United Nations Industrial development organization.
It is the practice of the United Nations Secretariat to use in United Nations documents and maps the term زPersien Gulf to indicate the body of water between Iran to the north and east and a number of other countries to the south and west. In doing so, the United Nations secretariat has conformed to a long established usage followed by publishers of atlaces and geographical dictionarics.
The document referred to in the note of the paramanent mission was prepared at the headquarters of the United Nations Industrial Development Organisation in Vienna. The content of the note and of this replay will be brought to the attention of the appropriate officers of that Organisation.
5 March 1971
B/C
UNITED
NATIONS
Secretariat



EDITORIAL DIRECTIVE
Prepared by Editorial Control at the request of the Chief Editor
To: Members of the staff
Subject: USE OF THE TERMS زPERSIAN GULFس AND زSHATT AL - ARABس
1.The term زPersian Gulfس is used in documents, publications and statement emanating from the Secretariat as the standard geographical designation for the body of water lying between the Arabian Peninsula and the Islamic Republic of Iran, thus following longstanding conventional practice. Equally, shatt al-Arab is used rather than Arvand Rud or Arvand River.
2. However, in documents, publications and statements cmanating from a Member Government or intergovernmental organization, the terminology of the original should bc retained.
3. In cases of doubt, staff mcmbers are requested to contact the Chief Editor, who will then issue a ruling in consultation with the office of the Secretary - General and the office of Legal Affairs.
پيوست شمارهٌ 2 ـ استدلال در دنياي عرب پيرامون فارسي بودن نام خليج فارس
در سال 1375 كتاب مفصلي از طرف مركز مطالعات اتحاد عرب منتشر شد حاوي مقالات و گفت وگوهاي كنفرانس بين المللي روابط ايران و اعراب بود كه در سال 1374 در قطر تشكيل شد. اين كتاب كه العلاقات العربيه ـ الايرانيه نام دارد، مورد انتقادهاي مثبت محافل علمي و مطبوعاتي عرب و مورد استقبال فراوان در دنياي عرب قرار گرفته است. اين كتاب كه به زبان عربي و در هزار صفحه در دنياي عرب منتشر شده است، حاوي چند بحث از مؤلف ـ دكتر مجتهدزاده، كارشناس ايراني مسائل خليج فارس در دانشگاه لندن ـ پيرامون حق و حقوق ايران در خليج فارس و در روابط با اعراب است. در يكي از اين بحث ها، نگارنده با استفاده از اسناد و مدارك انگليسي ـ عربي، حاكميت و مالكيت ايران را بر جزاير تنب و ابوموسي ثابت مي كند. استدلال هاي مؤلف در اين زمينه تا آن اندازه چشمگير بوده است كه پيش از انعكاس آن در كتاب ياد شده، ترجمهٌ عربي آن، بدون كم و كاست، در مجلهٌ المستقبل العربي بيروت منعكس گرديد.
در بحث ديگري، مؤلف استدلالي كوتاه، قاطع و صريح و دوستانه را در زمينهٌ فارسي بودن نام خليج فارس ارائه كرده است كه به همان گونه در كتاب ياد شده منعكس گرديد. اهميت اين بحث از آن جهت است كه پس از سي سال تبليغات خستگي ناپذير در دنياي عرب در زمينهٌ تغيير نام خليج فارس، براي نخستين بار استدلالي گويا در نوشته اي مستدل، در دفاع از نام واقعي خليج فارس و لزوم احترام گذاردن به تاريخ و جغرافيا و اصول حاكم بر جوامع متمدن، از راه محترم شمردن اسامي تاريخي و جغرافيايي، در دنياي عرب منتشر مي شود. استدلالي كه آشكارا مؤثر بوده است، چنانكه از آن تاريخ به بعد در مواردي چند ديده شد كه برخي محافل پژوهشي و مطبوعاتي عربي از نام خليج فارس به همين صورت اصلي آن استفاده مي كنند. مؤلف در مورد اين بحث چنين استدلال كرد:
جاي تأسف فراوان دارد كه ما امروز خود را در اينجا درحال جدال لفظي بر سر يك قرار جغرافيايي مي بينيم كه در درازاي سه هزار سال گذشته قوام گرفته است. نام خليج فارس از روزگاران يونانيان و روميان وجود داشته است. حتي آنجا كه قرآن كريم سخن از روانه كردن دو دريا مي كند تا به هم نزديكي يابند، ابن الفقيه، مقدسي و ديگر جغرافيا و تاريخ نويسان عرب تفسير كرده اند كه منظور خداوند بزرگ درياي فارس و روم است هزاران نقشهٌ نو و كهنه از همهٌ ملت ها تأييد دارند كه اين نام هميشه خليج فارس بوده است. سازمان ملل متحد در چند نوبت رسماً اعلام كرد كه نام اين دريا خليج فارس است، چنانكه ملت هاي جهان، جز برخي محافل عربي، نامي جز نام خليج فارس بر اين دريا نشناخته اند.
آقاي رئيس، تلاش ناسيوناليست هاي تندروي عربي دههٌ 1960 و تمايلات افراطي بعثي دههٌ 1970 به بعد در راه دگرگون كردن اين نام خدمت به منافع چه كسي خواهد بود؟ جز ايجاد تفرقه ميان ايرانيان و اعراب كه با هم بودنشان منافع استعمار نو و امپرياليزم نوين را در منطقهٌ ما تهديد خواهد كرد؟ اگر خليج فارس از سوي ايرانيان خليج ايراني خوانده مي شد، اعراب حق همه گونه گلايه را داشتند. اما ايرانيان اصول اخلاقي حاكم بر جوامع متمدن را زير پاي نمي گذارند. رودخانه اي و درياي ديگري نيز جغرافياي ايران را از همسايگان عربش جدا مي سازد. اين دريا درياي عمان و آن رودخانه شط العرب نام دارد. ايرانيان نكوشيده و نمي كوشند اين نام ها را به درياي ايران و شط الايران برگردانند. من شخصاً، آقاي رئيس، هرگز در برابر تلاش احتمالي پاكستان، براي مثال، در راه برگرداندن نام اقيانوس هند به اقيانوس پاكستان به هر دليلي، سر فرود نخواهم آورد، چرا كه من شاگرد جغرافيا و تاريخ هستم.
آنان كه مي گويند اصطلاح الخليج الفارسي از نظر تكنيكي معني غير دلنشيني را از نظر مالكيت ها در منطقه مطرح مي سازد، بايد بدانند كه اين مسأله تكنيكي مربوط به زبان عربي مي شود و ديگران را نمي توان به خاطر آن سرزنش كرد. اين گروه مي تواند از اصطلاح ساده خليج فارس استفاده كند. آن ديگران كه مي گويند نقشه يا اسنادي پيدا مي شود كه اين دريا را خليج بصره يا خليج هرچيز ديگري مي نامند، بايد بدانند كه تلاش در راه مقايسه يك يا دو يا ده نقشه يا سند از اين گونه با هزاران هزار نقشه و سند يكنواخت از بايگاني اعراب و ديگر ملت هاي جهان كه نام خليج فارس را در درازاي تاريخ تأييد مي نمايد، تلاشي كوته بينانه است.
آنان بايد بدانند كه ايرانيان نيز مي توانند اشاره به نقشه ها و اسناد فرازي (مقطعي) از تاريخ گذشته نمايند كه نام هايي ديگر براي درياي عمان و شط العرب به كار گرفته اند. ولي ايرانيان در راه دگرگون كردن نام اين دريا و آن رودخانه براساس چند نقشه و اثر مقطعي تلاش نمي كنند، چون مي دانند چنين تلاشي، كوته بينانه است و نشان دهندهٌ عدم احترام به اصول عمومي بين المللي و همچنين نسبت به تاريخ و جغرافيا است.
نام خليج فارس اين دريا را به مالكيت ويژه ايران در نمي آورد، چنانكه نام درياي عمان آن دريا را به مالكيت ويژه عمان درنمي آورد. ولي همهٌ ما مي دانيم كه دامن زدن به اين گونه مسايل جدايي افكن، خدمتي به آرمان هاي شيطاني، عليه منافع مشترك ما در منطقه مشترك ما خواهد بود. 1
پي نويسها:
1 . ترجمهٌ گفته هاي مؤلف در كنفرانس روابط ايران و اعراب، دوحه، قطر، مهر ماه 1374 به نقل از كتاب، العلاقات العربية ـ ايرانية، چاپ مركز الدراسات الوحده العربيه، بيروت، ژوئيهٌ 1996، صص 523ـ524

/ 1 نظر / 6 بازدید
اشکان

زمانی که ما ایرانی بودن خود را فراموش میکنیم این مسائل کم کم عادی میشود که ان روز مرگ ماست[ناراحت]