فارس زدايی و ايران زدايی

 

 جايگاه تاريخي <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دكتر مجتهدزاده جايگاه تاريخي بحث ايران زدايي از خليج‌فارس را از سال 1820 با ورود بريتانيا به خليج‌فارس مي‌داند و مي‌گويد: در اين سال اولين قرارداد تحت‌الحمايگي بريتانيا با قبايل عرب در جنوب خليج فارس امضا شد و تا سال 1840  هيچ فردي بر اين امر اعتراض نكرد. در اين سال حاج‌ميرزا آقاسي رسماً به بريتانيا اعتراض كرد كه مورد توجه هيچ كس قرار نگرفت.

وي معتقد است، با اين اقدام نه تنها بريتانيا به كار خود خاتمه نداد بلكه به كار خود ادامه داد و از رأس تنگه هرمز گرفته تا ساحل كويت قراردادهاي مشابهي را امضا كرد. بريتانيا اين قبايل را به شيخ‌نشين‌ها و امارات عربي تبديل كرد و در سال 1971 به آنها استقلال داد.

دكتر مجتهدزاده در  خصوص اقدام بريتانيا براي شمال خليج‌فارس معتقد است: بريتانيا رسماً اقداماتي را براي تبديل بندرعباس، جنوب بلوچستان و مكران به مرزهاي كنوني پاكستان انجام داد اما ميرزا آقاخان نوري به جنگ عليه بريتانيا برخاست و به اين اقدامات خاتمه داد.

اين استاد روابط بين‌الملل، اولين پيشنهاد‌دهنده تغيير نام خليج‌فارس به خليج عرب را سرچارلز بلگريو مي‌داند و اظهار مي‌دارد: اين پيشنهاد به دليل درگيري‌هاي متعدد بريتانيا با دولت ايران مسكوت ماند، تا اينكه در سال 1958 عبد‌الكريم قاسم در عراق كودتا كرد و حكومت را به دست گرفت و در زمينه ايران‌زدايي از خليج فارس به اقداماتي دست زد، اما چون وي انسان منفوري در دنياي عرب بود هيچ كس به صحبت‌هاي او توجهي نكرد.

وي مي‌افزايد: در سال 1968 عبد‌الناصر در مصر، در اوج جنجال پان عربيستي خود اين مسأله را دوباره مطرح كرد اما فراموش كرده بود كه  دو سال قبل از اين اقدام، در مقدمه كتاب خود نقشه خليج فارس را آورده بود و علاوه بر آن سرزمين اعراب را از اقيانوس اطلس تا خليج فارس عنوان كرده بود. وي با اين اقدام، خود را مورد تمسخر دنياي عرب قرار داد.

دكتر مجتهدزاده ظهور صدام حسين در سال 1968 و جنايات بزرگ فرهنگي و سياسي وي در منطقه خليج فارس را از ديگر موارد ايران‌زدايي از خليج فارس عنوان مي‌كند و مي‌افزايد: صدام حسين كنفرانس‌ها و كتاب‌هاي خليج عربي را راه‌اندازي كرد. گفتني است در اين امر دانشگاهيان مزدبگير به او كمك فراواني كردند تا علاوه بر تغيير نام خليج فارس به خليج عربي، تغيير نام خوزستان به عربستان را نيز مطرح كند و با لشگر‌كشي به خوزستان بزرگ‌ترين حماقت خود را مرتكب شد.

اين پژوهشگر تاريخ معتقد است: امروز كه صدام حسين از بين رفته ميراث خواري وي را شيخ‌هاي ابوظبي و قطر بر عهده گرفته‌اند به طوري كه اين دو كشور پول زيادي به نشنال‌جئوگرافيك دادند تا نام خليج فارس را تغيير دهد، در صورتي كه نمي‌دانند، ايراني كه 2500 سال قدمت دارد، تغييرناپذير است.

دكتر محمدعلي امامي، عضو ارشد وزارت امور خارجه نيز بحث ايران‌زدايي از خليج‌فارس را از قرن 19 با حضور فعال انگليسي‌ها مي‌داند و مي‌گويد: در سال 1847 در عهد‌نامه‌اي كه انگليس با فتحعلي‌شاه بست تغيير عنوان خليج‌فارس مطرح بود، اما در سال 1930 سرچارلز بلگريو نماينده انگلستان در بحرين به طور رسمي اين بحث را اعلام كرد كه با عكس‌العمل دولت وقت ايران مواجه گرديد و پرونده بايگاني شد.

وي مي‌افزايد: اقدامات ديگري از سوي ناسيوناليسم عربي يعني با روي كار آمدن عبدالناصر در مصر، عبدالكريم قاسم در عراق و... صورت گرفت، اما اقدامي كه بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران صورت گرفت اين بود كه يك گروه مذهبي ايراني بحث تغيير نام خليج فارس به خليج اسلامي را مطرح كردند كه اين امر به سؤاستفاده اعراب از اين اقدام منجر شد.

دكتر مرتضي نجفي اسفاد استاد دانشگاه علوم قضايي نيز در اين خصوص مي‌افزايد: علاوه بر اقداماتي كه در چند دهه اخير از جانب اعراب و انگليسي‌ها صورت گرفته است پيشنهاد اين ايراني براي تغيير نام خليج‌فارس به خليج اسلامي عامل مؤثري شده است كه غربي‌ها و اعراب از اين پيشنهاد سوء استفاده كنند.

وي اين حركت را خلاف تمام اسناد و مدارك معتبر در سطح جهان توصيف مي‌كند  و معتقد است: در سازمان ملل و سازمان بين المللي دريايي لندن و سازمان‌هاي ديگر هيچ مدركي دال بر اينكه خليج فارس خليج عربي است وجود ندارد.

وي مي‌افزايد: اين حركت مشكوكي است كه بايد براي مقابله با آن يك اقدام ملي صورت ‌گيرد.

بهمن كشاورز وكيل دادگستري نيز آغاز اين ماجرا را از آغاز سلطه استعماري انگلستان توصيف مي‌كند و مي‌گويد: منافع انگلستان در منطقه جنبه‌هاي مختلف سياسي، نظامي و تجاري را در بر مي‌گرفت و اين عوامل با استيلاي خليج‌فارس ملازمت داشت.

سواحل طولاني ايران در خليج‌فارس طبعاً آن را در موقعيت استراتژيك مناسبي قرار مي‌داد كه با اهداف و مطامع انگلستان در تضاد بود، از اين رو انگلستان با استفاده از ضعف نيروي دريايي ايران همواره مي‌كوشيد برتري ناشي از داشتن سواحل طولاني را خدشه‌دار كند.

وي مي‌افزايد: در عين حال، انگلستان همواره مشتاق داشتن پايگاه‌هاي دائمي نظامي در خليج فارس بود به طوري كه چنين پايگاهي نيز در قسمتي از قشم ايجاد كرده بود و همچنين تمايل بسياري داشت تا جزيره كيش را نيز به پايگاه خود تبديل كند.

كشاورز تاريخ روابط ايران و انگليس را سرشار از سابقه توطئه انگلستان عليه ايران در منطقه توصيف مي‌كند و مي‌گويد: اين روند به صورت مناقشه‌اي دائمي در منطقه البته با درجات شدت و ضعف متفاوت ادامه داشته است به طوري كه امروز با حضور آمريكا در منطقه خليج‌فارس موضوع جنبه ديگري پيدا كرده است، يعني اين بار "طرح ايران‌زدايي از خليج فارس" مدعي ديگري غير از انگلستان دارد كه البته خود را در پشت شيوخ حاشيه‌نشين خليج‌فارس پنهان كرده است.



/ 0 نظر / 5 بازدید