قسمت ششم


از هنگامي كه تاريخ جهان به صورت مكتوب نگارش يافت، دنياي عرب، همداستان با ساير جهان بشري، درياي جنوب ايران رابه هيچ نامي جز خليج فارس يا بحر فارس نناميده است. چند نقشه اي كه از شماري از انديشمندان روزگاران دور و نزديك دنياي عرب در متن كتاب و در بخش پيوست ها آمده است، اين حقيقت را آشكارا به نمايش مي گذارد.
سرهنگ عبدالكريم قاسم، درسال 1958، طي كودتايي در كشور عراق به حكومت رسيد. وي هنوز از گرد راه نرسيده بود كه داعيه رهبري دنياي عرب را به نمايش گذاشت. در راه اين انديشه بود كه وي تاكتيك دشمن تراشي براي تحريك احساسات عمومي ملي را به كار گرفت و براي نخستني بار خليج فارس رابه نام جعلي خليج عربي خواند. در آن هنگام، دنياي عرب به رهبري سرهنگ عبدالناصر در برابر دشمن اسرائيلي ، خود را سرگرم كرده بود.
سرهنگ قاسم، در حقيقت، مي خواست با تغيير نام خليج فارس دشمن تازه اي از همسايه ايراني براي اعراب بتراشد، به اين اميد كه توجه عربها را قاهره به بغداد و به رهبري خود عليه ايران منحرف سازد. وي چنان در اين كارشكست خورد كه تلاشهايش حتي توجه مقامات رسمي دانشگاهي عراق را هم نتوانست جلب نمايد. چنانكه، در همن دوران، اسنادي در كشور عراق و حتي از سوي دانشگاه بغداد چاپ و انتشار يافت كه گوياي اين واقعيت است. (نگاه كنيد به نقشه هاي بخش پيوست ها).
درسال 1962، روزنامه تايمز لندن، براي نخستين بار، خليج فارس را به نام ساختگي خليج عربي خواند. اين كار روزنامه تايمز با اوج گرفتن جنجال پان عربيزم سرهنگ عبدالناصر در مصر همزمان بود. ديري نپاييد كه ناصر ازنام جعلي يادشده در اشاره به خليج فارس استفاده كرد. وي فراموش كرده بود كه اندكي پيش از آن تاريخ، در سرآغاز جنجال پان عربيزم خود، دنياي عرب را من المحيط الاطلسي الي الخليج فارس (از اقيانوس اطلس تا خليج فارس) تعريف نموده بود. وي همچنين فراموش كرده بود كه انديشمندان و جغرافيانويسان عرب، طي قرن ها، اين دريا را الخليج الفارسي يا البحر الفارسي يا حتي الخليج الايراني مي خواندند و برخي از آنان حتي دلايل بارزي براي اين ناميدن ارائه كرده بودند.
تلاشهاي سرهنگ عبدالناصر، اگرچه برخي سياست بازان دنياي عرب رابا وي همداستان كرده بود، اما هرگز به نتيجه دلخواهش نرسيد. انديشمندان و مورخان و جغرافيانويسان و دانشگاهيان عرب، هرگز ناميدن درياي جنوب ايران را به نام خليج فارس ترك نكرده اند و هرگز حقايق تاريخي را زير پاي نگذارده اند، اما طي سالهاي دو دههٌ 1960 و 1970، برخي رسانه هاي همگاني باختر زمين، بويژه انگليسي، چنانكه گويي با ملت ايران ـ به خاطر حساسيتش در مورد نام خليج فارس در جنوب ايران ـ سر لجبازي داشته و براي تعرقه افكني ميان ايرانيان و اعراب توطئه دارند، در خواندن خليج فارس به نام جعلي خليج عربي اصرار فراواني مي ورزيدند.
اگرچه ايرانيان نيازي به اقدام مشابه نداشتند، چرا كه فارسي بودن نام خليج فارس ترديد ناپذيرتر از آن بوده و هست كه چنين تمهيداتي در آن موثر باشد، با اين حال چند اثر علمي و تحقيقي ارزنده در اين زمينه در ايران انتشار يافت.
در حقيقت، هدف از انتشار چند اثر علمي يادشده اين بود كه انكاركنندگان نور خورشيد را از سايه بيرون كشانده و درزير درخشش و سوزش نور خورشيد رها سازند تا ديگر نتوانند آن درخشش سوزان را انكار كنند.
نخستين اثر تحقيقي منتشر شده در ايران در اين زمينه، اطلس فارس بود كه در سال 1352 از سوي مؤسسهٌ جغرافيايي سحاب انتشار يافت. اين اثر حاوي صدها نقشه قديم و جديد دال بر فارسي بودن نام خليج فارس به زبانهاي مختلف و ازكشورهاي گوناگون بود.
درسال 1354 دانشگاه تهران مجموعه پژوهشي و علمي ديگري را كه نگارنده گرد آورده بود، منتشر كرد. اين اثر علمي كه جغرافياي تاريخي خليج فارس نام دارد، برخلاف اطلس يادشده، شامل يك سلسله سند و مدرك مكتوب و چند نقشه تهيه شده توسط دانشمندان و جغرافيانويسان عرب است.
در اين مجموعه، ارائهٌ سند و مدرك از زبان هاي غيرعربي راضروري ندانستم، به دليل اينكه خليج فارس نزد هيچ ملتي، جز برخي منابع مغرض عربي، به هيچ نامي جز خليج فارس خوانده نمي شود. در حقيقت هدفم اين بود كه با ارائه اسناد و مدارك باقي مانده از دانشمندان قديم و جديد عرب، به آن دسته از منابع مغرض عربي و آن گروه ازرسانه هاي همگاني باخترزمين كه به نامي جعلي براي خليج فارس متوسل مي شوند، يادآوري نمايم كه تا چه اندازه پريشان مي گويند.
ده دنبال كتاب يادشده، بنده (نگارنده) اطلسي متشكل از يكصد و پنجاه نقشه قديم و جديد عربي فراهم آورده و آماده چاپ نمودم. اين اطلس براي انتشار به وزارت اطلاعات و جهانگردي تحويل گرديد (1356)، ولي با بروز انقلاب اسلامي در ايران تاكنون، ازسرنوشت آن آگاهي حاصل نشده است. اين اثر اطلس عربي خليج فارس نام دارد و به زبانهاي فارسي، انلگيسي و عربي تهيه شده است.
اكنون، پس از سالها كه رسانه هاي همگاني باخترزمين، در مجموع، ازتب و تاب عربي خواندن خليج فارس افتاده اند، بازديده مي شود كه برخي از رسانه هاي همگاني انگليسي، گويي كه خاطره تفرقه افكني ميان ايرانيان و عربها و خاطره لجبازي با احساسات ملي ايرانيان را تجديد مي كنند و گهگاه نام جعلي را كه خودساخته و پرداخته اند، مورد استفاده قرار مي دهند. از اينروي، كوشش كرده ام، تا با تجديدچاپ كتاب جغرافياي تاريخي خليج فارس همراه با پيوست هايي از پاره اي از اسناد و مدارك باقيمانده از اطلس عربي خليج فارس ، اثر گوياتر و تازه تري فراهم آورده و در اختيار هم ميهنان پژوهشگرم بگذارم.
كتاب جغرافياي تاريخي خليج فارس اگرچه به سال 1353 در پنج هزار نسخه از سوي دانشگاه تهران منتشر شده بود، ولي در اين چند سال سخت ناياب گرديد. از اين روي با فراهم آوردن يك كپي از نسخه اي كه در كتابخانه دانشگاه آكسفورد موجود است، توانستم دست به تجديدچاپ آن بزنم.
اميد است كه اين تجديدچاپ، همراه با اسناد و مداركي كه پيوست آن كرده ام، مورد پسند علاقه مندانه و پژوهشگران واقع شود و اميد فراوان دارم كه استفاده از اين اثر، كار مقابله با تغييردهندگان نام خليج فارس را آسانتر نمايد.
ادامه دارد

/ 0 نظر / 20 بازدید